عبد الرزاق اللاهيجي

315

گوهر مراد ( فارسى )

شود از آب . و نيز هوا مشارك است با آب در كيفيتى ، و با نار در كيفيتى ، پس مناسب بود كه در ميان هر دو واقع شود . و چون تأثير كواكب به جهت حصول مزاج و ترتيب « 1 » مركبات ضرور بود و اكثر تأثيراتش به وساطت شعاع است ، سيّما تأثير شمس و قمر ، واجب شد كه اسطقساتى كه ميان زمين و آسمان حايلند ، شفاف باشد تا ممكن شود نفوذ شعاع در آنها . و واجب شد كه جرم ارض ملوّن باشد به لون غبرت ، تا اشعّه بر او ثابت تواند شد . و جميع اجرام سماويه را مانند كواكب مضىء نگردانيد - تا فعل سماويات - در جميع امكنه و ازمنه متشابه نشود ، بلكه اضائت مخصوص به كواكب شد و اشفاف به غير كواكب تا ممكن نشود نفوذ شعاع از آن . و كواكب را ساكن نگردانيد تا موجب فساد بعضى مواضع به افراط تأثير و بعضى به عدم تأثير نشود ؛ بلكه متحرك گردانيد تا اثر آنها از موضعى به موضعى منتقل تواند شد و موجب اصلاح « 2 » جميع مواضع تواند گشت . و حركت طلوع و غروب را سريع گردانيد ، كه اگر بطىء بودى ، مؤدّى به فساد شدى ، قريب به فسادى كه از سكون لازم آيد ، و اگر حركتش منحصر در همين حركت سريع طولى بودى ، هرآينه ملازم دايره واحده بودى ، و تأثيرش در مواضعى كه محاذى آن دايره است مفرط گشتى و به نواحى ديگر نرسيدى ، و موجب فساد جميع گرديدى ؛ بلكه مر كواكب را حركات خاصّهء عرضيهء بطيئه نيز داد تا ميل به نواحى عالم توانند « 3 » كرد و اثر « 4 » تابش عام تواند شد . و شمس را اگر حركت خاصّه نبودى ، فصول اربعهء متخالفه ، متحقق نشدى ؛ پس منطقهء حركت بطيئه‌اش مقاطع حركت سريعه شد و شتا و صيف و ربيع و خريف پديد آمد . پس شمس در زمستان ميل به جنوب كند تا مستولى شود برد بر بلاد شماليه ،

--> ( 1 ) الف : تربيت . ( 2 ) ب ، ج : صلاح . ( 3 ) ب : بتوانند . ( 4 ) ب : اين .